اميرعلياميرعلي، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره

دنياي اميرعلي جان

امیرعلی درمسافرت به کرمانشاه وهمدان

اینجا غارعلیصدر هستش در استان همدان بزرگترین غارآبی جهان در ایران این هم پل زمانخانی هستش آبشار شهرکرد هستش تعجب نکنید خیلی خسته شده بودم پل زمانخانی هستم مامانی من رو با یه بادکنک سرگرم کرد   ...
24 آذر 1392

اميرعلي جون ورفتارش

عاشق باباجونم هستم هر كاري وهر اتقاقي توي خونه بيفته به باباجونم ميگم وجديداً ميرم پاي تلفن وشماره بابايي رو ميگيرم تلفني اطلاع رساني مي كنم. از جمله بازي هاي دوست داشتني من سواري گرفتن از باباجونم مي باشد هر وقت كه بابايي بياد خونه با همديگه بازي ميكنيم. هر كس كه يه ذره موهاي سرش ريخته فورا بهش ميگم كچل وقتي توي فايل ازم ميپرسند بابات كجاست فورا ميگم نيست رفته گچساران يه مدتي است عاشق خوردن ماست وخرما هستم و الان كه تابستون هست شربت خاكشير رو خيلي دوست دارم. هركس مرا اذيت كنه بهش ميگم بابات بهت ميزنه و ديگه دوستت ندارم. ...
17 ارديبهشت 1392

خصوصيات رفتاري اميرعلي در دوسال7ماهگي

پسري فوق العاده احساساتي و زودرنج عاشق بچه ها وبازي كردن با آنها عاشق هندوانه بهش ميگم خندونه عاشق طالبي  عاشق بستني دائم در حال سوال كردن مي باشد همش ميگه اين چيه ، چكار ميكنه هر كس توي كوچه وخيابون ماشين ببينه دستش بلند ميكنه ميگه عمو سلام به بابام ميگم باباجونم و مامان جونم . سريع متوجه تغييرات خونه و اطرافيانم ميشم حيوانات مخصوصا بوقلمون وخروس و گوساله رو خيلي خيلي دوست دارم. رنگهاي سبز آبي قرمز و صورتي و زرد رو با نام انگليسي آنها تشخيص ميدم دوستت دارم جديدا با زبان انگليسي تلفظ ميكنم ILIK YOU لباساهم خودم انتخاب ميكنم عاشق ماشين سواري به پروانه هم ميگم تروانه آب بازي رو خيلي دوستت دارم   ...
15 ارديبهشت 1392

اميرعلي وفروردين 92

    عاشق دريا و مخصوصا ماسه بادي هستم توي عيدنوروز 92مرتب با بابايي وماماني مي رفتيم دريا خيلي بهم خوش گذشت جاتون خلي اينجا رفتيم بالاي كلات جاي باحالي بود ولي هوا خيلي گرم بود اينقدر شيطنت كردم كه ماماني خيلي از دستم عصباني شد ديگه بي خيالم شد و اين باعث شد كه راحت برم واسه خودم به اطراف سربزنم سيزده بدر امسال سال92 رفته بودم شهر باباجونم(گچساران ) اينجا هم داريم با پسرعمه ام صبحانه ميخوريم از اونجايي كه من تخم مرغ خيلي دوست دارم باعث شد با پسرعمه ام سبحان دعوايم بشه سرتخم مرغ خوردن خدا بخير كنه بين ما هميشه دعوا ميشه و بعد از يه ثانيه با همديگه دوستيم. بالاخره بعد از صبحانه خوردن و يك خاك با...
15 ارديبهشت 1392

ماجراي هاي اميرعلي دراستراحت اقماري مامان و بابا

  سلام به ني ني ها بازهم اومدم ميخواستم بگم اين سري كه استراحت اقماري مامان وبابا شروع شد باز هم رفتيم شهر باباي خيلي بهم خوش گذشت همه اش با پسر عمه ام بازي ميكرديم وگاهي وقتها بخاطر اسباب بازي از جمله ماشين دعوامون ميشد. بيشتر وقتها هم توي حياط آقاجون مشغول فوتبال بازي بوديم. يه روز هم رفتيم امامزاده بي بي حكيمه در60كيلومتري گچساران قرار داره .  4روز خونه آقاجونم مونديم و بعدش استراحت ماماني تمام شد و  برگشتيم عسلويه خونمون. ماماني كه 2به2 شده خيلي بهم خوش ميگذره حداقل 14روز باهم هستيم. خيلي خوشحالم تازگي ها قدرت صبحت كردنم خيلي خوب شده تمام خواسته هام به مامان وبابام ميگم خيلي خيلي كنجكاو شدم همش از ما...
26 بهمن 1391

اميرعلي ومزرعه گندم

بچه ها تو راه گچساران كه داشتيم برميگشتيم من مامان وبابا از ماشين پياده شدم دوست داشتم برم بيرون يه گشتي بزنم توي صحرا و مزرعه گندم اينقدر ذوق كردم بهم خيلي خوش گذشت و ماماني به زور مرا آورد توي ماشين.....   ...
6 بهمن 1391

اميرعلي در دوسال و4ماهگي..................

  عاشق هويچ عاشق سيب          عاشق توپ بازي     عاشق خوردن دلستر و شير رو دوست ندارم ماماني زوررو................كي بهم ميده   عاشق بستني يكي درميان شبها قبل از خواب آيس كريم ميخورم                         عاشق كيك. عاشق تخم مرغ   عاشق شيريني عاشق ليمو عاشق سبزيجات   ...
5 بهمن 1391